ستارگان آسمان قلبم

قدرت فکر , معجزه ایمان , نیروی اراده, خواست خداوند.....امشب توي آسمون ، يه ستاره واسه خودت انتخاب كن

سه سال گذشت و من هنوز منتظرم ....

 

 

هزار بار از پشت پنجره
توهم مي زنم که آمده اي...با سر به خيابان مي دَوم...
و هر بار نا اميد تر از بار ِ قبل به اتاقمان باز مي گردم
خيال آمدن نداري ؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1392ساعت 11:32  توسط شهرام  | 

دومین سال روز پدر بدون پدر !!

و باز درد سینه ام . . .

و دوباره آهی سرد . . .

و دوباره اشک ها مجال هیچ کاری

را به من نمی دهند . . .

و در سکوتی مرگبار ،

زیر لب زمزمه می کنم :

پدر ؛ روزت مبارک

و در بهت و ناباوری خود فرو می روم . . .

و سکوت . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1391ساعت 9:11  توسط شهرام  | 

آب را گل نکنیم ؛ پدرم در خاک است …


وقتی دیروز باران بارید
“آن مرد در باران آمد” را به یاد آوردم
“آن مرد با نان آمد”
یادم آمد که دیگر پدرم در باران
با نانی در دست
و لبخند بر لب
نخواهد آمد
دیروز دلم تنگ شد و با آسمان و دلتنگی‌اش
با زمین و تنهائیش
با خورشید و نبودنش
به یاد پدر سخت گریستم
پدرم وقتی رفت سقف این خانه ترک بر میداشت
پدرم وقتی رفت دل من سخت شکست
خاطر خاطره ها رخ بنمود
زندگی چرخش یک خاطره است
خاطر خاطره ها را نبریدش از یاد
پدرم وقتی رفت آسمان غمزده بود
و زمین منتظر …..
زندگی چرخش ایام و گذار من و توست
و کسی گفت به من:
آب را گل نکنید
پدرم در خاک است
زندگی می‌گذرد
کاش یک فاتحه مهمان شقایق باشیم
و زمین کوچک نیست
دل ما تنگ و نفس سنگین است
کاش میشد آموخت که سفر نزدیک است
خاطر خاطره‌ها را نبریدش از یاد
زندگی می‌گذرد
کاش یک فاتحه مهمان شقایق باشیم

بیاد همه‌ی پدرای دنیا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 10:22  توسط شهرام  |